مؤسسات تحصيلات عالی خصوصی بايد وارسی گردند

Shafiq Ahmad Faizi
شفيق احمد فيضی

بعداز بوجود آمدن دوره جدید در ساختار سیاسی کشور،تعدادی از موسسات خصوصی داخلی وخارجی در افغانستان به رقابت پرداختند که یک تعداد از این موسسات در راستای عرضه خدمات تحصیلات عالی خصوصی به فعالیت آغازنمودند.

از آنجایکه این موسسات تحصیلات عالی خصوصی عروج نموده اند،شرایط تحصیلی را برای شهروندان کشور در کنار موسسات تحصیلات عالی دولتی ،فراهم نموده است.در حال حاضر تعداد 30 موسسه تحصیلات عالی در ولایات و مرکز در رشته های مختلف چون حقوق،اداره و منجمنت،کمپیوتر ساینس و دیگر بخش های تحصیلی مصروف خدمت گزاری هستند.

بدون شک این موسیسات در راستای تعلیمی کشور نقش دارند،اما قرار برسی های عمومی چنین بنظر میرسد که این موسیسات درعرصه کیفیت توجه چندانی مبذول نداشته است،نه حاضری محصیلین مهم پنداشته میشود و نه هم علمیت اساتید که مصروف تدرس هستند در اولویت قرارگرفته است و از همه و همه مشکل بزرگ دیگر اینکه این موسیسات خصوصی تحصیلات عالی توجه چندانی در لسان های ملی کشور، مبذول نداشته است.

تقریباً اکثر دروس و لکچرنوتهای شان به لسان انگلسی مزئین و ترتیب گردیده است که این مسئله اگر جلوگیری نشود تا ظرف چند سال آینده خطر جدی بر لسان های ملی کشور دیده میشود.این در حالیست که در دانشگاه های دولتی بیشتر مضامین به لیسان های ملی کشور تدرس میشود.

از سوی دیگر فیس های هنگفت دالری این موسسات، سرمایه ملی را تظعف نموده کشوررا از لحاض اقتصادی نیز ضربه وارد می کند.چنانچه دیده میشود این پولها هم به کشور ها خارجی فرستاده میشود چون اکثریت این موسسات تحصیلات عالی از سوی نهادی های ملی نه بلکه از سوی خارجیان سرمایه گزاری شده است.از سوی دیگر خانواده های افغان توانای پرداخت فیس های دالری هنگفت را نیز ندارند.

از دولت و مردم افغانستان بخصوص صاحب نظران علمی چنین تقاضا صورت میگیرد که قیوداتی بالای این موسیسات وضع نمایند هم از لحاض کیفی ،کمی و هم از لحاض اقتصادی و فرهنگی.چون همین موسیسات اگر واقعاً درست در چوکات قانونی قالب بندی صورت گیرد،به یقین کامل که افغانستان تا ظرف چند سال آینده رشد سریع تعلمی و تحصیلی خواهد داشت.

مشکل دیگر این است که همین موسیسات تحصیلات عالی خصوصی تعداد از استادان دانشگاه کابل و دیگر دانشگاه های دولتی را جذب کرده، با این کارخود، کیفیت را در دانشگاه های دولتی هم پاین میآورند و ممکن در ظرف چند سال آینده دانشگاه های دولتی به مراتب تظعیف شده به رکود مواجه شوند،چرا دانشگاه های دولتی بودجه کافی در دست نداشته تا هم بتواند معاش کافی به اساتید بپردازند و از سوی دیگر امکانات چون تخنیکی،لابراتوارها ، کتابخانه های مجهز، میتود و شیوه های جدید تدرس را فراهم سازند، که این مشکلات میتواند دانشگاه های دولتی را در مقابل موسیسات خصوصی به سقوط مواجه سازند.

قرار نظریات محصیلان دانشگاه های خصوصی و بعضی از اساتید دانشگاه های دولتی که در آن موسیسات مصروف تدرس هستند، شایسته سالاری در این موسیسات کمرنگ است،امتحانات شکل سمبولیک را دارد،حاضری درست تعقیب نمیشود،میتود درسی استادان و کیفیت تدریس شان هم همخوانی به معیاری های روز ندارد.استادان بدون درنظرداشت مسلک شان جذب این موسیسات تحصیلی شده و هم اکنون مصروف تدرس هستند.

پس با درنظرداشت موارد ذکرشده،یگانه مرجع که میتواند این چالش های علمی و اکدمیک که بزرگترین مشکل را درجامع ببارآورده است،وزارت تحصیلات عالی با همکاری ادارات ذیدخل با موارد وارده مبارزه نموده،دیگربه این موسیسات که خلاف پرنسب و معیارها و فرهنگ کشور در حرکت است،نقطه پایان بگذارند.درغیرآن از محصول کارشان،بی سوادی در جامعه ما چیزی بیش توقع نمی توان کرد.

درصورت موارد آتی از سوی نهاد های حکومتی در نظر گرفته شود،یقیناً این موسیسات هم رشد سریع خواهد داشت و هم مهر تأیید مردم و حکومت افغانستان را بخود اختصاص خواهند داد.چون امکانات بسیار زیاد را هم از لحاض بودیجوی و هم از لحاض همکاری های موسیسات تحصیلات عالی کشورهای خارجی،دارند.بلند بردن کیفیت نه تنها خدمت بزرگ برای فرزندان این کشورست بلکه به رجعت بیشتر جدید الشمولین و کسب شهرت این موسیسات کمک می کند.هم اکنون جوانانی هستند که در عین زمان هم متعلم مکتب و همچنان محصیل در این دانشگاه های خصوصی هستند که این مسئله خلاف پرنسب تحصیلات عالی کشور است.به اساس قانون تحصیلات عالی کشور صرفاً فارغین صنوف دوازدهم می توانند با اشتراک در امتحانات آزمایشی کانکور درصورت موفقیت جذب موسیسات تحصیلات عالی شوند.

شاید این شیوه برای شان آورنده پول باشد ولی در آیند نزدیک باعث بی اعتمادی مردم شده،فامیل ها دیگر شایق فرستاندن فرزندانش به این دانشگاه ها نخواهند شد.

پس باید این دانشگاه ها هم به این مسئله دقت کرده برای آیند خود و فرزندان این ملت باندیشند و از مرحله شعاری بیرون شده در ساحه عملی از خود شایستگی بخرج دهند.البته مردم افغانستان مخالف خصوصی سازی نیستند،اگر مخالفت هم دارند در کیفیت است که این موسیسات هیچ کدام شان رضایت مردم را تا هنوز بدست آورده نتوانسته است.ممکن بعضی از این دانشگاه ها در سال های بعدی برای دوره ماستری هم اقدامات را درنظرگیرند،ولی خواهش ما جوانان از این موسیسات این است که توجه خاص به کیفیت تدرسی شان مبذول داشته با آیند فرزندان افغان بازی نکنند.اگر امکانات ندارند،بهترست که راه خوبتری را جستجو کنند ودر عملی ساختن قوانین تحصیلات عالی کشور که در دوره ماستری در نظر می گیرد و یا هم گرفته است،کوشا باشند.در غیر آن ماستران بی سواد چون لسانسه های بی سواد شان به جامع تقدیم خواهند کرد.

در پهلوی دولت، باید مردم افغانستان بخصوص قشر جوان که آینده سازان کشور هستند،بیشتر ساعی حل این معضله فرهنگی باشند.یقیناً با همکاری جوانان دولت میتواند برای ملت خود خدمتگذار و پاسخگو باشد.پس فرصت را از دست نداده این وظیفه ملی و وجدانی خود را در مقابل آینده خود و دیگران انجام دهید.

رسانه ها هم در نشر و پخش تخطی های این موسیسات و ساییر موسیسات نقش بسزای داشته،وجیبه ملی و وجدانی خود رادر قبال آینده ملت خود اداء نمایند.البته مثال ازاین روش ها خلاف اندیشی در مقابل این موسیسات نبوده بلکه همکاری متقابل به جامعی است که سال ها طولانی را در سکود و رکود تحصیلی و تعلیمی  در اثر جنگهای خانمان سوز داخلی سپری نموده اند و امروز که فرصت آموزیشی برای جوانان میهن به لطف پروردگارزمینه سازی شده،استفاده اعظمی بُرد تا کشتی ویرانه وطن را به ساحل کشاند و چون نیاکان خود در راستای عرج گذاری خدمات فرهنگی نقش بسزای از خود نشان داد.

نویسنده مطلب: شفیق احمد “فیضی”

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

Gravatar
نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.