مکث بر تعریف زن درفرهنگ فشرده سخن دوکتور حسن انوری


فرخنده زهرا نادری

 زن موجودی است که با وصف تکامل جامعه وبسیاری پیشرفت های بشری قرن 21 تاهنوزهم بصورت حقیقی و درست درسایر جوامع، بالخصوص جامعه افغانی احساس و تعریف نگردیده ، گویا اگرمعرفی هم شده متاسفانه بیشتر توسط شخص دوم (مرد) وباافکارمردسالاری بیان گردیده است که این تعارف نامکمل، اشتباه وفریب دهنده نه تنها که یک خدمت علمی نبوده بلکه جامعه را بسوی ناهنجاری های اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی وغیره سوق میدهد.

دراین مقاله نویسنده غرض شناسای زن وبه تبعیض های ناروا علیه اش به تحلیلی میپردازد که البته هدف این نوشته روی صفحه کشانیدن حقایق تلخیست که زنان امروز درجامعه به آن برمیخورند است  نه حمله و کاشتن نفرت بین این دوقشریعنی زن ومرد. همچنان قابل ذکر است موضوعاتی که در اینجا بحث میگردد مرتبط به افکار اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه بوده و جنبه د ینی که اسلام بر زنان عزت و احترام میبخشد ندارد.   

بجاست که آغازرا با واژۀ زن نمود ، این کلمه خود نماینگر قشراناث که نیم پیکرۀ جامعه را تشکیل میدهد میباشد هر چندیکه کلمه زن در فرهنگهای متفاوت تعریف های  مشترک و متغییر دارد مگر تعریفی که  فرهنگ فشرده سخن تالیف دکتور حسن انوری  دربارۀ واژه زن بیان داشته است قابل مکث وبحث است:

“زن zan (i) 1. انسان ماده بالغ، مق  مرد 2. همسر مرد ، زوجه  مق شوهر 3. انسان ماده هم ازکم سال وبزرگ سال، 4. (توهین آمیز )  حقیر، ترسو ، نامرد،”

البته تعریفات اول تاسوم ارزش گنجاندن به فرهنگ را دارد مگر معنی چهارمی آن به صفت یک واژۀ توهین آمیز، خود توهین برموجودیت زن میباشد، چونکه لغت توهین آمیز داخل قوس منظور اهانت برمردی است که اورا زن مینامد نه برزنیکه ازواژه اش برای مردهای ترسو وحقیراستفاده میگردد. برعکس وقتیکه یک زن بطورباشهامت ظهورو یا شناخته میشود تعریف که به اواداده میشود این است که چه یک زن مردانۀ، که این خود درذات خویش توهین به شخصیت واقعی زن است زیرا اگرتعریف اول وجود نمیداشت (خطاب مرد حقیر باواژۀ زن پس تعریف دوم یعنی تعریف زن خوب با واژه مرد را اگر خوب نه بلکه بد هم فکرنکرد )  بلکه تعریف اول این اهانت را بیشتر تاکید ورزیده وآنرا تشریح میدهد که  در چنین حالت هدف ازتعریف یک فرد اهانت برقشر زن است .

این جزء چهارم تعریف فرهنگ فشرده سخن تالیف دکتور حسن انوری مبین تبعیض لاینفک زنده گی زن درجامعۀ اجتماعی میباشد. هر چندیکه همواره گفته شده: این قشر بیسواد و تاریک است که چنین تبعیض ها را در اجتماع بوجود میاورد. اما،متاسفانه، درج چنین معنی و بیان در فرهنگ(لغت نامه) مبین این تاریک اندیشی یک عده از قشر با سواد و “روشن” جامعه نیز میباشد اما خوشبختانه همه اقشار روشنفکر جامعه بدین نظر نبوده بلکه بعضی ها خود مدافع حقوق اسلامی و انسانی زن میباشند.

این حقیقتت نیز آشکاراست که فرهنگ مذکور ایرانی بوده مگر هیچ شخصی نمیتواند که ازاین واقعیت تلخ چشم پوشی نماید که تبعیض ذکرشده بصورت گسترده دراجتماع افغانها بیشتر رایج بوده و همچنان استفاده از این فرهنگ ها (لغت نامه ها) نیز از جمله کار های علمی و آموزشی این مردم محسوب میگردد. موضوع متاثرکننده این است که دخیل شدن چنین واژه بصورت تعریف، خواهان نماینده گی از فرهنگ است، وبدبختانه جوانان ازاین فرهنگ (لغت نامه ها )  واژه های منفی وتوهین آمیز را بگونه فرهنگ  آموخته ودرموضوعات اجتماعی ،فرهنگی وسیاسی به میراث میبرند.

بجاست که ذکر گردد یک تفاوت کلی بین فرهنگ وخرافات یا رسوم ناپسند یک جامعه وجود دارد وبدیهی است که این بحث فرهنگ، به نوشتن مقاله تحلیلی دیگری نیاز مند بوده وازحوصلۀ نوشته کنونی بیرون است .مگر به طور فشرده قابل تذکر است که به نظر نویسنده فرهنگ ازرسوم ناپسند متغیربوده زیرا فرهنگ نمایانگر تمدن ، ارزش ها وپیشرفت های یک جامعه میباشد (میتواند درجامه های مختلف ارزش های مختلف خویش را داشته باشد ) که برعقاید پسندیده وگنج های تاریخی آن وابسته است که مردم مرتبط به آن فرهنگ همواره کوشا برای ادامه وپیشبرد این دست آورد های شان به نسل های آینده میباشند. ولی رسوم ناپسند عقاید کورکورانه وجاهلیت یک طبقه، یک قشر ویا یک قوم میباشد که حتی میتواند به طورمشکلزا به سطح ملیت وملت آن جامعه بروز کند لهذا این افکار فرهنگ نامیده نشده بلکه عقب مانده گی  وعدم يیشرفت فرهنگ آن جامعه را نشان میدهد دراینجاهدف ازاین تحلیل وبحث روی موضوع فرهنگ وبی فرهنگی (رسوم ناپسند) این است که درفرهنگنامه که خود  تعریف کنندۀ افکار پر افتخار یک جامعه بوده هیچگاه جای الفاظ تبعیض آور وخشونت آفرین نبوده اما متاسفانه  میتوان گفت که اهانت به زن به سویۀ رایج گردیده که حتی فرهنگ ما را میخواهد که متهم و متاثرازاین دردسرطانی نمایدولی، با صراحت باید گفت که این موضوع قابل قبول هیچ فرهنگی بوده نمیتواند. بنابرین، دلیل عمدۀ این تعریف های سوء وریشۀ مشکلات این حقیقت است که زن همیش از طرف مرد های حاکم که خود شناسی درست از زن نداشته  تعریف گردیده وبوسیله حاکمیت وقدرت آنها ، تعارف نادرست شان به آسانی درجامعه ترویج میابد.

_______________________________
منبع: سايت چادری www.chadari.af

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.